مرتضى راوندى
64
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
عصر مفرغ استفاده از مفرغ ، يعنى آلياژى كه از مس و قلع به وجود مىآيد ، نخست در مصر و بين النهرين معمول گرديد . ظاهرا سومريان در كشف مفرغ پيش قدم بودند . چون مفرغ به مراتب سختتر از مس بود و بيشتر مورد استفادهء صنعتگران قرار گرفت ، « از اين پس نه تنها مىتوانستند مانند دوران مس ، تيشه و تبر و نيزه بسازند بلكه كارد و مته و همه وسايل تراشيدن نيز در اختيار آدمى قرار گرفت . مصريان در حدود سال 2850 ق . م . با آن آشنا شدند و اهالى جزيره كرت در حدود سال 2500 ق . م . سيلى از اسباب و ابزار و بازيچههاى مفرغى به تمام نقاط ساحلى درياى مديترانه مىفرستادند و اهالى چين در حدود سال 1800 ق . م . استعمال آن را آموختند . در ايامى كه شهرهاى عظيم بابل و تبت در منتهاى قدرت و عظمت بودند ، در اروپا تودهاى از قبايل نادان وحشى زيست مىكردند كه در مرحله حجر صيقلى باقى مانده بودند . مدتهاى مديد طول كشيد تا كمكم فلز در اين نواحى نيز راه يافت ، در همان ادوارى كه استعمال فلزات در حدود رودخانههاى « رون » و « رن » نيز معمول گرديد ، در اطراف نيل و بين النهرين ، سواحل رود سند و رودخانه زرد ، جامعههاى بزرگ بشرى متمركز شده بودند . مردم اين مناطق اندكاندك براى جلوگيرى از طغيان آب و از بين رفتن مزارع ، شبكهاى از معابر و حوضچهها و سدها ايجاد كردند و در سايه كار دستهجمعى و تحتنظر مهندسين و كار - شناسان ، تا حدى آب رودخانهها را در اختيار خود درآوردند . پيرروسو ضمن توصيف فعاليتهاى كشاورزى مردم بين النهرين به شجاعت و كاردانى سومريان درود مىفرستد و مىگويد : ايجاد جويها و زهكشيها براى آبيارى ، مجارى ديوارهدار به منظور كشتيرانى ، سدهاى تنظيم قدرت آب و قنوات متعدد ، سرزمينى را كه امروز جز صحراى مردهاى بيش نيست ، به صورتى درآورده بود كه در همهجا مراكز سبزو خرم ديده مى - شد و گندم و حبوبات به وفور در آن عمل مىآمد . حدائق معلقهء بابل متعلق به قصر بخت النصر . . . بهترين شاهد اين موضوع است . اين باغها بر سقف سلسلهاى از تالارهاى بزرگ تعبيه شده بود و بوسيلهء ماشين خاصى كه براى بالا آوردن آب ساخته بودند ، آب را مستقيما از قعر چاه به باغهاى مزبور منتقل و آنها را آبيارى مىكردند . . . « 111 » سير صعودى جمعيت قبل از آنكه وضع عمومى ايران را در هزارهء سوم قبل از ميلاد مورد مطالعه قرار دهيم ، خوبست بدانيم كه در حدود چهار هزار سال قبل از ميلاد مسيح جمعيت كرهء زمين بيش از ده ميليون نفر نبود ولى بهنگام تولد مسيح جمعيت عالم به حدود صد ميليون نفر رسيد ، در سال 1830 جمعيت به يك ميليارد و در سال 1960 به سه ميليارد بالغ گرديد . هر سال نيز بطور تقريب 50 ميليون بر جمعيت زمين افزوده مىشود و اگر اين ترتيب سه قرن ديگر بر تاريخ بشريت بگذرد ، تراكم 7 ميليارد نفر سال 2000 مسيحى به هفتصد ميليارد بالغ
--> ( 111 ) . تاريخ صنايع و اختراعات ، پيشين ، ص 44 .